wiederaufbauen
بازسازی کردن، دوباره ساختن
Bedeutungen
1
Akkusativ
بازسازی کردن یک شهر یا سازه ویرانشده پس از جنگ یا فاجعه
- Nach dem Krieg wurde die historische Altstadt wiederaufgebaut.پس از جنگ، بخش قدیمی و تاریخی شهر بازسازی شد.
- Die Anwohner wollen ihre zerstörten Häuser wiederaufbauen.ساکنان میخواهند خانههای ویرانشدهشان را دوباره بسازند.
2
Akkusativ
احیا کردن و بازسازی (اقتصاد، اعتماد، یک رابطه)
- Es wird Jahre dauern, die Wirtschaft des Landes wiederaufzubauen.بازسازی اقتصاد کشور سالها طول خواهد کشید.
- Wir müssen das verloren gegangene Vertrauen wiederaufbauen.ما باید اعتماد از دست رفته را دوباره بازسازی کنیم.