wiederaufladbar

Aussprache: /ˈviːdɐʔaʊ̯fˌlaːtbaːɐ̯/
Worttrennung: wie·der·auf·lad·bar
صفت

قابل شارژ مجدد

Bedeutungen

1

چیزی که می‌توان انرژی آن را دوباره پر کرد، به ویژه باتری‌ها یا دستگاه‌های الکترونیکی.

  • Ich benutze nur wiederaufladbare Batterien.من فقط از باتری‌های قابل شارژ مجدد استفاده می‌کنم.
  • Das Handy hat einen wiederaufladbaren Akku.این تلفن همراه باتری قابل شارژ مجدد دارد.
  • Diese Taschenlampe ist wiederaufladbar und umweltfreundlich.این چراغ قوه قابل شارژ مجدد و سازگار با محیط زیست است.