wiederbekommen
پس گرفتن، دوباره به دست آوردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wiederbekommen)
چیزی که از دست رفته، دزدیده شده یا امانت داده شده را مجدداً دریافت کردن.
- Ich hoffe, ich bekomme meinen verlorenen Schlüssel bald wieder.امیدوارم کلید گمشدهام را به زودی پس بگیرم.
- Nach langer Zeit hat sie ihr gestohlenes Fahrrad wiederbekommen.او پس از مدت طولانی دوچرخه دزدیده شدهاش را پس گرفت.