wiederbekommen
پس گرفتن، دوباره به دست آوردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی که از دست رفته، دزدیده شده یا امانت داده شده را مجدداً دریافت کردن
- Ich habe mein gestohlenes Fahrrad von der Polizei wiederbekommen.من دوچرخه سرقتشدهام را از پلیس پس گرفتم.
- Wann bekomme ich mein Buch wieder?کی کتابم را پس میگیرم؟