wiedererkennen

Aussprache: /ˈviːdɐʔɛɐ̯ˌkɛnən/
Wortzerlegung: wie·der·er·ken·nen
فعل

به جا آوردن، دوباره شناختن، تشخیص دادن

Bedeutungen

1 jemanden/etwas (Akkusativ) wiedererkennen

کسی یا چیزی را که قبلاً دیده، شنیده یا شناخته‌ایم دوباره پس از مدتی به جا آوردن و تشخیص دادن

  • Nach all den Jahren habe ich ihn kaum wiedererkannt.بعد از این همه سال، او را به سختی به جا آوردم.
  • Ich habe das Lied sofort wiedererkannt.من آهنگ را بلافاصله دوباره تشخیص دادم.