wiedererkennen
به جا آوردن، دوباره شناختن، تشخیص دادن
Bedeutungen
1
jemanden/etwas (Akkusativ) wiedererkennen
کسی یا چیزی را که قبلاً دیده، شنیده یا شناختهایم دوباره پس از مدتی به جا آوردن و تشخیص دادن
- Nach all den Jahren habe ich ihn kaum wiedererkannt.بعد از این همه سال، او را به سختی به جا آوردم.
- Ich habe das Lied sofort wiedererkannt.من آهنگ را بلافاصله دوباره تشخیص دادم.