wiedergewinnen
دوباره به دست آوردن، بازیافت کردن (مواد)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی از دسترفته (مانند تسلط بر خود، فرم بدنی یا ثبات) را مجدداً به دست آوردن
- Er brauchte einige Minuten, um seine Fassung wiedergewinnen zu können.او چند دقیقه زمان نیاز داشت تا بتواند دوباره آرامش/تسلط بر خود را به دست آورد.
- Wir müssen das verloren gegangene Vertrauen der Kunden unbedingt wiedergewinnen.ما حتماً باید اعتماد از دسترفته مشتریان را دوباره جلب کنیم.
2
Akkusativ (+ aus + Dativ)
بازیافت کردن مواد، فلزات یا انرژی از زبالهها و قطعات اسقاطی
- Aus Altpapier lässt sich qualitativ hochwertiges Papier wiedergewinnen.از کاغذ باطله میتوان کاغذ باکیفیتی بازیافت کرد.
- Das Unternehmen versucht, seltene Metalle aus Elektronikschrott wiedergewinnen.این شرکت تلاش میکند فلزات کمیاب را از زبالههای الکترونیکی بازیافت کند.