wiederhaben

Aussprache: /ˈviːdɐˌhaːbn̩/
Worttrennung: wie·der·ha·ben
فعل

دوباره به دست آوردن، پس گرفتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی یا سلامتیِ از دست رفته را دوباره پس گرفتن و به دست آوردن

  • Er hat seine gestohlene Geldbörse wieder.او کیف پول دزدیده‌شده‌اش را دوباره پس گرفته است.
  • Ich will einfach meine Ruhe wiederhaben.من فقط می‌خواهم آرامشم را دوباره به دست آورم.