wiederherstellen
بازگرداندن (سلامتی/نظم)، بازیابی کردن (دادهها)، مرمت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
بازگرداندن وضعیت به حالت اولیه، مانند سلامتی بیمار، نظم یا صلح
- Der Arzt konnte die Gesundheit des Patienten wiederherstellen.پزشک توانست سلامتی بیمار را بازگرداند.
- Nach den Unruhen wurde die öffentliche Ordnung wiederhergestellt.پس از ناآرامیها، نظم عمومی دوباره برقرار شد.
2
Akkusativ
بازیابی اطلاعات دیجیتال یا مرمت آثار تاریخی و اشیاء آسیبدیده
- Wir konnten die gelöschten Dateien erfolgreich wiederherstellen.ما توانستیم فایلهای حذفشده را با موفقیت بازیابی کنیم.
- Das alte historische Gebäude wurde sorgfältig wiederhergestellt.بنای قدیمی تاریخی با دقت مرمت و بازسازی شد.