wiederholen
تکرار کردن، مرور کردن، مجدداً انجام دادن، پس گرفتن (بازآوردن)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) wiederholen
سخن، حرکت یا عملی را دوباره گفتن یا انجام دادن (غیرقابل جداشدن: wiederhólen)
- Könnten Sie das bitte noch einmal wiederholen?ممکن است لطفاً آن را یک بار دیگر تکرار کنید؟
- Er wiederholte seine Frage, da niemand geantwortet hatte.او سؤالش را تکرار کرد چون کسی پاسخ نداده بود.
2
etwas (Akkusativ) wiederholen
مطالب درسی، آموزهها یا واژگان را جهت مرور و یادآوری خواندن (غیرقابل جداشدن: wiederhólen)
- Ich muss die Grammatik für die Prüfung wiederholen.من باید گرامر را برای امتحان مرور کنم.
- Wir haben die Vokabeln zusammen wiederholt.ما لغات را با هم مرور کردیم.
3
sich (Akkusativ) wiederholen
رویداد، اتفاق یا وضعیتی که دوباره رخ میدهد یا تکرار میشود (غیرقابل جداشدن انعکاسی: sich wiederhólen)
- Geschichte wiederholt sich nicht, aber sie ähnelt sich.تاریخ تکرار نمیشود، اما شبیه هم میشود.
- Solche Fehler dürfen sich nicht wiederholen.چنین اشتباهاتی نباید تکرار شوند.
4
etwas (Akkusativ) wiederholen
یک پایه تحصیلی، کلاس یا آزمون را به دلیل عدم موفقیت دوباره گذراندن (غیرقابل جداشدن: wiederhólen)
- Er muss die zehnte Klasse wiederholen.او باید کلاس دهم را تکرار کند (دوباره بخواند).
- Sie hat die Fahrprüfung beim zweiten Mal bestanden, ohne sie nochmal wiederholen zu müssen.او در بار دوم در آزمون رانندگی قبول شد، بدون اینکه لازم باشد دوباره آن را تکرار کند.
5
etwas (Akkusativ) wiederholen / sich (Dativ) etwas (Akkusativ) wiederholen
چیزی را که برده شده یا از دست رفته است بازآوردن و پس گرفتن (قابل جداشدن: wíederholen)
- Ich hole mir mein Geld von ihm wieder.من پولم را از او پس میگیرم (بازمیگردانم).
- Die Polizei konnte das gestohlene Fahrrad wiederholen.پلیس توانست دوچرخه سرقتشده را بازگرداند (پس بگیرد).