wiederkommen
بازگشتن، دوباره آمدن
Bedeutungen
1
intransitiv
مجدداً به همان مکان قبلی بازگشتن
- Wann wirst du wiederkommen?کی دوباره برمیگردی؟
- Ich warte hier, bis du wiederkommst.من همینجا منتظر میمانم تا تو برگردی.