wiederschreiben

Aussprache: /ˈviːdɐˌʃʁaɪ̯bn̩/
Worttrennung: wie·der·schrei·ben
فعل

دوباره نوشتن، پاسخ دادن (در نامه)، از نو رونویسی کردن

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ) wiederschreiben

به نامه‌ای دوباره پاسخ دادن (معادل مکاتبه متقابل)

  • Ich hoffe sehr, dass du mir bald wiederschreibst.خیلی امیدوارم که تو به زودی دوباره به من جواب بنویسی.
  • Sobald sie Zeit hat, wird sie dir wiederschreiben.به محض اینکه وقت کند، دوباره به تو پاسخ خواهد داد.
2 etwas (Akkusativ) wiederschreiben

متنی را که خراب شده یا پاک شده است دوباره از نو نوشتن

  • Er musste die gelöschte Seite noch einmal wiederschreiben.او مجبور شد صفحه پاک‌شده را بار دیگر از نو بنویسد.
  • Sie schrieb den beschädigten Brief sauber wieder.او نامه آسیب‌دیده را دوباره تمیز بازنویسی کرد.