wiedersehen
دوباره دیدن، ملاقات مجدد کردن
Beispiele
- Wann ''sehen'' wir uns ''wieder?کی دوباره همدیگر را میبینیم؟
- Verwandte aus Süd- und Nordkorea konnten sich nach Jahrzehnten erstmals bei Familientreffen ''wiedersehen.خویشاوندان از کره جنوبی و شمالی توانستند پس از دههها برای اولین بار در دیدارهای خانوادگی یکدیگر را دوباره ببینند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را دوباره دیدن یا ملاقات کردن.
- Ich freue mich darauf, dich wiederzusehen.من مشتاق دیدن دوباره تو هستم.
- Wir haben uns nach langer Zeit wiedergesehen.ما بعد از مدتها همدیگر را دوباره دیدیم.