wiederum
دوباره، از سوی دیگر، در مقابل
Beispiele
- Wir haben uns vorgenommen, uns alle 3 Jahre ''wiederum'' zu treffen.ما تصمیم گرفتیم هر ۳ سال یک بار دوباره همدیگر را ملاقات کنیم.
- Hans ''wiederum'' kam wie immer zu spät.هانس از آن طرف (برعکس)، مثل همیشه خیلی دیر آمد.
- Die Republikaner ''wiederum'' haben, das dämmert nun vielen im Kongress, mit dem haltlosen Narziss eine destruktive Kraft ins Oval Office gelassen, die sich gegen die Grundfesten des Systems richtet.جمهوریخواهان از سوی دیگر، این مسئلهای است که اکنون برای بسیاری در کنگره روشن شده است، با این خودشیفتهی بیدلیل، نیرویی مخرب را وارد دفتر بیضی شکل کردهاند که بنیادهای سیستم را هدف قرار میدهد.