wiederwollen

Aussprache: /ˈviːdɐˌvɔlən/
Wortzerlegung: wie·der·wol·len
فعل

دوباره خواستن، قصد پس گرفتن داشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را که داده شده یا امانت بوده دوباره مطالبه کردن و پس خواستن

  • Wer sein Geld wiederwill, muss sich beim Schalter melden.هر کس که پولش را دوباره می‌خواهد، باید به باجه مراجعه کند.
  • Er hat mir das Buch geliehen, aber jetzt will er es wieder.او کتاب را به من قرض داد اما حالا دوباره آن را می‌خواهد.
2 intransitiv / nach, in + Dativ

تمایل به تکرار مجدد یک تجربه یا حضور دوباره در یک مکان

  • Der Urlaub war toll, ich will unbedingt wieder hin.تعطیلات عالی بود، من حتماً دوباره می‌خواهم به آنجا بروم.
  • Ich will das nie wieder durchmachen.من هرگز نمی‌خواهم دوباره این تجربه را از سر بگذرانم.