wiederzukäuen

Aussprache: /viːdɐt͡suˈkɔɪ̯ən/
Worttrennung: wie·der·zu·käu·en
Erweiterter Infinitiv

دوباره جویدن، تکرار کردن (مطلب)

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را که قبلاً تجربه شده یا آموخته شده، به طور مداوم و عمیق مورد تجزیه و تحلیل قرار دادن یا در ذهن مرور کردن.

  • Er saß stundenlang da und kaute die Ereignisse des Tages wieder, ohne zu einer Schlussfolgerung zu kommen.او ساعت‌ها آنجا نشست و رویدادهای روز را موشکافانه بررسی کرد، بدون اینکه به نتیجه‌ای برسد.
  • Nach dem Streit kaute sie die Worte ihres Partners immer wieder, um deren Bedeutung zu ergründen.پس از مشاجره، او کلمات شریک زندگی‌اش را بارها و بارها جوید تا معنای آن‌ها را بفهمد.
2 Akkusativ

محتوای قدیمی یا تکراری را بدون افزودن نکته جدیدی دوباره ارائه دادن.

  • Der Redner wiederkaute nur alte Phrasen, anstatt neue Perspektiven aufzuzeigen.سخنران به جای ارائه دیدگاه‌های جدید، فقط عبارات قدیمی را تکرار کرد.
  • Diese Analyse wiederholt lediglich bekannte Fakten, ohne tiefergehende Erkenntnisse zu liefern.این تحلیل صرفاً حقایق شناخته شده را تکرار می‌کند، بدون اینکه بینش عمیق‌تری ارائه دهد.