nachwiegen

Aussprache: /ˈnaːxˌviːɡn̩/
Wortzerlegung: nach·wie·gen
فعل

دوباره وزن کردن، مجدداً وزن کردن

Beispiele

  • Mein Handgepäck wurde noch einmal ''nachgewogen''.وزن چمدان دستی من دوباره وزن شد.
  • Beim ''Nachwiegen'' zeigten sich beim Jockey 2 Kilo Fehlgewicht.در هنگام وزن کردن مجدد، 2 کیلوگرم وزن کم برای سوارکار نشان داده شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را برای اطمینان یا کنترل، دوباره وزن کردن.

  • Der Händler musste die Ware noch einmal nachwiegen, um sicherzugehen.فروشنده مجبور شد کالا را دوباره وزن کند تا مطمئن شود.
  • Bitte wiegen Sie das Paket nach, bevor Sie es versenden.لطفاً بسته را قبل از ارسال دوباره وزن کنید.
2 Akkusativ

(به صورت مجازی) چیزی را با دقت بررسی یا ارزیابی مجدد کردن، معمولاً برای اطمینان از صحت یا اهمیت آن.

  • Man sollte die Argumente des Gegners immer sorgfältig nachwiegen.همیشه باید استدلال‌های حریف را با دقت بررسی کرد.
  • Er wog die Vor- und Nachteile der Entscheidung noch einmal nach.او مزایا و معایب تصمیم را یک بار دیگر ارزیابی کرد.