abwiegeln
آرام کردن، فرونشاندن (خشم)، ساکت کردن (جمعیت)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abwiegeln)
خشم، هیجان، اعتراض یا نگرانی افراد را با صحبت کردن یا اقدامات آرامبخش، فرونشاندن و آرام کردن.
- Die Polizei versuchte, die aufgebrachten Demonstranten abzuwiegeln.پلیس تلاش کرد تا تظاهرکنندگان خشمگین را آرام کند.
- Er konnte seine besorgten Eltern nur schwer abwiegeln.او به سختی توانست والدین نگرانش را آرام کند.