wiegenartig
شبیه گهواره، یادآور گهواره
Bedeutungen
1
دارای شکلی یا کیفیتی که شبیه گهواره است، یا یادآور گهواره.
- Die sanfte, wiegenartige Bewegung des Bootes beruhigte das Baby.حرکت آرام و گهوارهمانند قایق، نوزاد را آرام کرد.
- Die Architektur des Gebäudes hatte einige wiegenartige Elemente.معماری ساختمان عناصری گهوارهمانند داشت.
- Er beschrieb die Form des Felsens als wiegenartig.او شکل صخره را گهوارهمانند توصیف کرد.