nachweisen
اثبات کردن، نشان دادن، گواهی دادن، کشف کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas nachweisen) / dass-Satz
چیزی را اثبات کردن، مدرکی برای چیزی ارائه دادن یا نشان دادن
- Der Wissenschaftler konnte seine Theorie nicht eindeutig nachweisen.دانشمند نتوانست نظریه خود را به طور واضح اثبات کند.
- Sie wies nach, dass sie die Erbin war.او اثبات کرد که وارث قانونی است.
2
Akkusativ (etwas nachweisen)
وجود چیزی را نشان دادن، کشف کردن (معمولاً در زمینه علمی یا پزشکی)
- Im Blut wurden Spuren des Giftes nachgewiesen.ردپای سم در خون کشف شد.
- Die Studie weist nach, dass regelmäßige Bewegung die Lebenserwartung erhöht.این مطالعه نشان میدهد که ورزش منظم امید به زندگی را افزایش میدهد.