einweisen
ارجاع دادن، بستری کردن، راهنمایی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden einweisen) + in + Akkusativ
بستری کردن، ارجاع دادن (به بیمارستان، آسایشگاه، زندان).
- Der Arzt hat den Patienten in die Klinik eingewiesen.پزشک بیمار را به کلینیک ارجاع داد.
- Nach dem Urteil wurde er in das Gefängnis eingewiesen.پس از حکم، او به زندان منتقل شد.
2
Akkusativ (jemanden einweisen) + in + Akkusativ
راهنمایی کردن، آموزش دادن (نحوه استفاده از دستگاه یا انجام کاری).
- Der Techniker wird Sie in die Bedienung des Geräts einweisen.تکنسین شما را در مورد نحوه استفاده از دستگاه راهنمایی خواهد کرد.
- Man hat uns in die neue Software eingewiesen.آنها ما را در مورد نرمافزار جدید آموزش دادند.
3
Akkusativ (jemanden einweisen)
هدایت کردن (مثلاً راننده را به محل پارک).
- Der Ordner wies die Besucher zu ihren Plätzen ein.مسئول نظم، بازدیدکنندگان را به سمت صندلیهایشان هدایت کرد.
- Sie wies den Fahrer in die Parklücke ein.او راننده را به سمت جای پارک هدایت کرد.