صفت
وحشی، غیراهلی، سرکش، غیرقانونی
جملات نمونه برای wild:
Viele Menschen haben Angst vor ''wild'' lebenden Tieren.
بسیاری از مردم از حیوانات وحشی میترسند.
Beim Sammeln von ''wilden'' Pflanzen sollte man aufpassen, dass sie nicht giftig sind.
هنگام جمعآوری گیاهان وحشی باید مراقب بود که سمی نباشند.
Wir haben ''wilde'' Beeren im Wald gepflückt.
ما توتهای وحشی در جنگل چیدیم.