wildäugig
چشموحشی، چشموحشیانه، با چشمانی گشاد و وحشتزده
Bedeutungen
1
دارای چشمانی که به دلیل ترس، وحشت، هیجان شدید یا بیماری، گشاد، بیقرار و وحشی به نظر میرسند.
- Das verängstigte Kind blickte mit wildäugigen Augen aus dem Fenster.کودک ترسیده با چشمانی گشاد و وحشتزده از پنجره بیرون را نگاه میکرد.
- Nach dem Unfall hatte er einen wildäugigen Ausdruck.پس از تصادف، او حالتی با چشمانی وحشتزده داشت.
- Der gefangene Vogel flatterte wildäugig in seinem Käfig.پرنده گرفتار، با چشمانی وحشی در قفسش بال بال میزد.