wildeln
طعم یا بوی تند گوشت (شکار) دادن؛ وحشیانه رفتار کردن
Bedeutungen
1
بدون مفعول
رفتار وحشیانه یا سرکش داشتن، بدون کنترل یا محدودیت عمل کردن (معمولاً برای کودکان یا حیوانات)
- Die Kinder wildelten im Garten und machten viel Lärm.بچهها در باغ شیطنت میکردند و سر و صدای زیادی به پا کردند.
- Der junge Hund wildelte im Park und jagte Vögel.سگ جوان در پارک سرکشانه رفتار میکرد و پرندگان را دنبال میکرد.
2
بدون مفعول
(برای گیاهان) به صورت خودرو و بدون مراقبت رشد کردن، وحشی شدن
- Die Rosen im alten Garten haben völlig gewildelt.گلهای رز در باغ قدیمی کاملاً خودرو شدهاند.
- Manche Pflanzen wildeln schnell, wenn man sie nicht beschneidet.برخی گیاهان اگر هرس نشوند، به سرعت خودرو میشوند.