wildeln

Aussprache: /ˈvɪldl̩n/
Wortzerlegung: wil·deln
فعل

طعم یا بوی تند گوشت (شکار) دادن؛ وحشیانه رفتار کردن

Bedeutungen

1 بدون مفعول

رفتار وحشیانه یا سرکش داشتن، بدون کنترل یا محدودیت عمل کردن (معمولاً برای کودکان یا حیوانات)

  • Die Kinder wildelten im Garten und machten viel Lärm.بچه‌ها در باغ شیطنت می‌کردند و سر و صدای زیادی به پا کردند.
  • Der junge Hund wildelte im Park und jagte Vögel.سگ جوان در پارک سرکشانه رفتار می‌کرد و پرندگان را دنبال می‌کرد.
2 بدون مفعول

(برای گیاهان) به صورت خودرو و بدون مراقبت رشد کردن، وحشی شدن

  • Die Rosen im alten Garten haben völlig gewildelt.گل‌های رز در باغ قدیمی کاملاً خودرو شده‌اند.
  • Manche Pflanzen wildeln schnell, wenn man sie nicht beschneidet.برخی گیاهان اگر هرس نشوند، به سرعت خودرو می‌شوند.