herauswollen

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯sˌvɔlən/
Wortzerlegung: her·aus·wol·len
فعل

میوز بیرون رفتن داشتن، خواستن خروج

Bedeutungen

1 aus + Dativ / (intransitiv)

تمایل یا قصد بیرون آمدن از یک مکان یا فضای بسته داشتن (به سمت بیرون/گوینده)

  • Die Katze kratzt an der Tür, sie will heraus.گربه در را چنگ می‌زند، می‌خواهد بیرون بیاید.
  • Er wollte unbedingt aus dem Raum heraus.او حتماً می‌خواست از اتاق بیرون برود.