weiterwinken

Aussprache: /ˈvaɪ̯tɐˌvɪŋkən/
Wortzerlegung: wei·ter·win·ken
فعل

با تکان دادن دست اجازه عبور دادن، راهنمایی کردن به ادامه مسیر

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem)

با اشاره به کسی علامت دادن که می‌تواند به راه خود ادامه دهد، معمولاً در ترافیک یا یک ایست بازرسی.

  • Der Polizist winkte den Autofahrern weiter.پلیس به رانندگان اشاره کرد که ادامه دهند.
  • Sie winkte den Kindern zu, dass sie weiterlaufen sollten.او به بچه‌ها اشاره کرد که به راهشان ادامه دهند.