nachwinken

Aussprache: /ˈnaːxˌvɪŋkn̩/
Worttrennung: nach·win·ken
فعل

از دور دست تکان دادن، بدرقه کردن با دست

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem / einer Sache)

برای بدرقه کسی هنگام رفتن، با دست علامت دادن یا خداحافظی کردن از دور.

  • Sie winkte ihm nach, als sein Zug abfuhr.وقتی قطارش حرکت کرد، او از دور برایش دست تکان داد.
  • Die Kinder winkten den Eltern nach, die im Auto saßen.بچه‌ها برای والدینی که در ماشین نشسته بودند، دست تکان دادند.