abwinken
با تکان دست یا سر رد کردن، رد کردن، نپذیرفتن
Bedeutungen
1
ohne Objekt / Akkusativ (selten)
با حرکت دست یا اشاره، چیزی را رد کردن، نپذیرفتن یا منصرف کردن کسی از انجام کاری.
- Er winkte meine Hilfe ab, weil er es alleine schaffen wollte.او کمک من را با دست رد کرد، چون میخواست خودش به تنهایی از پسش بربیاید.
- Sie winkte ab, als man ihr noch ein Stück Kuchen anbot.او با دست اشاره کرد که نمیخواهد، وقتی به او یک تکه کیک دیگر تعارف کردند.