zuwinken

Aussprache: /ˈtsuːˌvɪŋkn̩/
Wortzerlegung: zu·win·ken
فعل

با دست برای کسی تکان دادن (سلام کردن)، اشاره کردن

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem zuwinken)

با دست به کسی اشاره کردن، برای کسی دست تکان دادن (به عنوان سلام یا علامت).

  • Sie winkte ihm zum Abschied zu.او برای خداحافظی برایش دست تکان داد.
  • Der Schaffner winkte den Fahrgästen zu, dass sie einsteigen sollten.متصدی قطار به مسافران اشاره کرد که سوار شوند.