durchwinken
اجازه عبور دادن (با اشاره دست)، چشمپوشی کردن (از نقص)
Bedeutungen
1
Akkusativ
به کسی با اشاره دست اجازه عبور دادن، معمولاً در یک ایست بازرسی یا کنترل.
- Der Polizist winkte das Auto durch.پلیس به ماشین اجازه عبور داد.
- Sie wurden am Grenzübergang durchgewinkt.به آنها در گذرگاه مرزی اجازه عبور داده شد.