فعل
زمستان شدن، به تدریج زمستان فرا رسیدن
معانی و تعاریف wintern:
- فصل زمستان را در مکانی خاص گذراندن (برای انسان، حیوان یا گیاه).
جملات نمونه برای wintern:
Obwohl es noch nicht einmal Dezember war, ''winterte'' es bereits.
اگرچه هنوز دسامبر هم نشده بود، اما هوا قبلاً ''زمستانی شده بود''.
Viele Zugvögel wintern in wärmeren Regionen.
بسیاری از پرندگان مهاجر زمستان را در مناطق گرمتر میگذرانند.
Wir haben unser Boot in der Halle gewintert.
ما قایقمان را در سالن زمستانگذرانی کردیم.