aufwirbeln

Aussprache: /ˈaʊ̯fvɪʁbl̩n/
Worttrennung: auf·wir·beln
فعل

به هوا بلند کردن

Beispiele

  • Ferner führt die Überweidung von Steppengebieten in Südafrika, Südamerika und Australien dazu, daß dort als Folge der immer dünner werdenden Vegetationsdecke Staub vom Boden ''aufgewirbelt werden'' kann.علاوه بر این، چرای بیش از حد مناطق استپی در آفریقای جنوبی، آمریکای جنوبی و استرالیا منجر به این می‌شود که گرد و غبار از زمین بلند شود، زیرا پوشش گیاهی به طور فزاینده‌ای نازک می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

گرد و غبار، برگ‌ها یا چیزهای سبک دیگر را به هوا بلند کردن.

  • Der Wind wirbelte den Staub auf der Straße auf.باد گرد و غبار را در خیابان به هوا بلند کرد.
  • Die Pferde wirbelten beim Galopp viel Erde auf.اسب‌ها هنگام چهارنعل رفتن، خاک زیادی را به هوا بلند کردند.
2 Akkusativ

احساسات، مشکلات یا بحث و جدل را برانگیختن یا ایجاد کردن.

  • Seine provokanten Äußerungen wirbelten viel Ärger auf.اظهارات تحریک‌آمیز او خشم زیادی را برانگیخت.
  • Die Nachricht hat viel Aufregung aufgewirbelt.این خبر هیجان زیادی را ایجاد کرد.