aufwirbeln
به هوا بلند کردن، برانگیختن، ایجاد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas aufwirbeln)
گرد و غبار، برگها یا چیزهای سبک دیگر را به هوا بلند کردن.
- Der Wind wirbelte Staub und Blätter auf.باد گرد و غبار و برگها را به هوا بلند کرد.
- Beim Rennen wirbelte das Pferd den trockenen Boden auf.اسب هنگام دویدن، خاک خشک را به هوا بلند کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas aufwirbeln)
احساسات، مشکلات یا بحث و جدل را برانگیختن یا ایجاد کردن.
- Seine Worte wirbelten alte Konflikte wieder auf.سخنان او، درگیریهای قدیمی را دوباره برانگیخت.
- Das unerwartete Ergebnis wirbelte eine heftige Debatte auf.نتیجه غیرمنتظره، بحث شدیدی را ایجاد کرد.