emporwirbeln
به هوا برخاستن، به بالا پرتاب شدن (ذرات)
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas emporwirbeln)
چیزی مانند گرد و خاک، برگها، برف یا آب را با حرکت چرخشی به سمت بالا و به هوا بلند کردن یا پرتاب کردن.
- Der Wind wirbelte den trockenen Staub empor.باد گرد و خاک خشک را به هوا بلند کرد.
- Das Auto wirbelte beim schnellen Fahren den Kies empor.ماشین هنگام رانندگی سریع، شن و سنگریزه را به هوا پرتاب کرد.
2
intransitiv (oft mit 'von' + Dativ)
چیزی (مانند گرد و خاک، برگها) به دلیل باد یا حرکت، به سمت بالا و به هوا برخاستن یا چرخیدن.
- Der trockene Sand wirbelte vom Boden empor.شن خشک از روی زمین به هوا برخاست.
- Die Blätter wirbelten im Herbstwind empor.برگها در باد پاییزی به هوا برخاستند.