umherwirbeln
به دور خود چرخیدن، چرخاندن
Bedeutungen
1
intransitiv / Akkusativ
به سرعت در دایره یا جهات مختلف چرخیدن یا چیزی را به سرعت چرخاندن؛ گردباد کردن. (اغلب با "herumwirbeln" قابل تعویض است.)
- Blätter wirbelten umher im Herbstwind.برگها در باد پاییزی به اطراف میچرخیدند.
- Der Wind wirbelte den Schnee umher.باد برف را به اطراف پراکنده کرد.