einwerben

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌvɛrbn̩/
Worttrennung: ein·wer·ben
فعل

جذب کردن (پول، کمک مالی)، جمع‌آوری کردن (کمک)

Bedeutungen

1 Akkusativ

پول، کمک مالی، حمایت یا منابع دیگر را از طریق درخواست یا فعالیت‌های مشابه جمع‌آوری یا جذب کردن

  • Die Universität konnte viele Spenden einwerben.دانشگاه توانست کمک‌های مالی زیادی جذب کند.
  • Er hat erfolgreich neue Projekte einwerben können.او توانست با موفقیت پروژه‌های جدیدی را جذب کند.