zusammenwerfen
درهم ریختن، قاطی کردن، مخلوط کردن، روی هم گذاشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zusammenwerfen)
چیزهای مختلف را بدون نظم و دقت در یک مکان انباشتن یا مخلوط کردن.
- Er warf seine schmutzige Wäsche einfach in einen Haufen zusammen.او لباسهای کثیفش را به سادگی در یک توده روی هم ریخت.
- Bitte wirf die alten Papiere nicht alle zusammen in den Müll.لطفاً همه کاغذهای قدیمی را با هم در سطل زباله نریز.
2
Akkusativ (jemanden / etwas zusammenwerfen)
مفاهیم، موضوعات یا اشخاص نامرتبط را با هم اشتباه گرفتن و قاطی کردن.
- Man darf Politik und Sport nicht einfach so zusammmenwerfen.نباید سیاست و ورزش را به این راحتی با هم قاطی کرد.
- Sie wirft oft die Namen ihrer Kinder zusammen, weil sie sie verwechselt.او اغلب نامهای بچههایش را با هم اشتباه میگیرد چون آنها را قاطی میکند.
3
Akkusativ / Intransitiv
پول، منابع یا ایدهها را با هم جمع کردن یا روی هم گذاشتن برای رسیدن به یک هدف مشترک.
- Wir müssen alle unser Geld zusammenwerfen, um uns das Boot leisten zu können.ما باید همه پولمان را روی هم بگذاریم تا بتوانیم آن قایق را بخریم.
- Die Projektgruppe warf ihre Ideen zusammen, um eine innovative Lösung zu finden.گروه پروژه ایدههایشان را با هم جمع کردند تا یک راهحل نوآورانه بیابند.