zusammenwirken
همکاری کردن، با هم کار کردن، اثر متقابل داشتن
Bedeutungen
1
mit + Dativ / intransitiv
با هم کار کردن، همکاری کردن یا اثر متقابل داشتن (عوامل، افراد، عناصر).
- Die verschiedenen Medikamente wirken gut zusammen.داروهای مختلف با هم خوب اثر میکنند.
- Nur wenn alle Abteilungen gut zusammenwirken, können wir das Projekt erfolgreich abschließen.فقط زمانی که همه بخشها خوب همکاری کنند، میتوانیم پروژه را با موفقیت به پایان برسانیم.