hinwirken
تلاش کردن برای، کوشیدن برای
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ / zu + Dativ
برای رسیدن به هدفی تلاش کردن، به چیزی کمک کردن یا منجر شدن
- Er hat jahrelang auf diesen Erfolg hingewirkt.او سالها برای این موفقیت تلاش کرده بود.