mitwirken

Aussprache: /ˈmɪtˌvɪʁkn̩/
Worttrennung: mit·wir·ken
فعل

همکاری کردن، مشارکت کردن، سهیم بودن

Bedeutungen

1 an + Dativ

در چیزی شرکت کردن، سهم داشتن یا کمک کردن به انجام کاری

  • Er hat aktiv an dem Projekt mitgewirkt.او فعالانه در این پروژه مشارکت کرده است.
  • Die Schauspielerin wirkte in mehreren Filmen mit.این بازیگر در چندین فیلم نقش‌آفرینی کرده است.