hinwirken

Aussprache: /ˈhɪnvɪʁkn̩/
Worttrennung: hin·wir·ken
فعل

تلاش کردن برای، کوشیدن برای

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ / zu + Dativ

برای رسیدن به هدفی تلاش کردن، به چیزی کمک کردن یا منجر شدن

  • Er hat jahrelang auf diesen Erfolg hingewirkt.او سال‌ها برای این موفقیت تلاش کرده بود.