wirklichkeitsfremd
غیرواقعی، دور از واقعیت
Bedeutungen
1
عدم درک یا پذیرش واقعیت؛ داشتن ایدهها یا انتظاراتی که با دنیای واقعی سازگار نیستند.
- Er lebt in einer wirklichkeitsfremden Blase.او در حبابی دور از واقعیت زندگی میکند.
- Diese Annahmen sind wirklichkeitsfremd und führen zu falschen Schlussfolgerungen.این مفروضات غیرواقعی هستند و به نتایج اشتباهی منجر میشوند.
- Die Managerin schien angesichts der Probleme des Unternehmens wirklichkeitsfremd zu sein.مدیر به نظر میرسید که با توجه به مشکلات شرکت، از واقعیت دور است.