wirksam

Aussprache: /ˈvɪrkzaːm/
Worttrennung: wirk·sam
صفت

مؤثر، کارآمد، دارای اثر

Bedeutungen

1

داشتن اثر یا نتیجه مطلوب؛ مؤثر و کارآمد.

  • Das Medikament ist sehr wirksam gegen Schmerzen.این دارو در برابر درد بسیار مؤثر است.
  • Wirksame Maßnahmen sind notwendig, um die Umwelt zu schützen.اقدامات مؤثر برای حفاظت از محیط زیست ضروری است.
  • Seine Rede war sehr wirksam und überzeugend.سخنرانی او بسیار مؤثر و قانع‌کننده بود.
2

دارای قدرت یا توانایی ایجاد تغییر یا تأثیر.

  • Die neue Strategie war überraschend wirksam.استراتژی جدید به طرز شگفت‌آوری مؤثر بود.
  • Er hat eine wirksame Methode gefunden, um das Problem zu lösen.او روش مؤثری برای حل مشکل پیدا کرده است.
  • Die Werbung war sehr wirksam und steigerte den Umsatz.تبلیغات بسیار مؤثر بود و فروش را افزایش داد.