wirksam
مؤثر، کارآمد، دارای اثر
Bedeutungen
1
داشتن اثر یا نتیجه مطلوب؛ مؤثر و کارآمد.
- Das Medikament ist sehr wirksam gegen Schmerzen.این دارو در برابر درد بسیار مؤثر است.
- Wirksame Maßnahmen sind notwendig, um die Umwelt zu schützen.اقدامات مؤثر برای حفاظت از محیط زیست ضروری است.
- Seine Rede war sehr wirksam und überzeugend.سخنرانی او بسیار مؤثر و قانعکننده بود.
2
دارای قدرت یا توانایی ایجاد تغییر یا تأثیر.
- Die neue Strategie war überraschend wirksam.استراتژی جدید به طرز شگفتآوری مؤثر بود.
- Er hat eine wirksame Methode gefunden, um das Problem zu lösen.او روش مؤثری برای حل مشکل پیدا کرده است.
- Die Werbung war sehr wirksam und steigerte den Umsatz.تبلیغات بسیار مؤثر بود و فروش را افزایش داد.