zurückwirken

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌvɪʁkn̩/
Worttrennung: zu·rück·wir·ken
فعل

اثر گذاشتن (به صورت معکوس)، عطف به ماسبق شدن

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ (چیزی که تحت تأثیر قرار می‌گیرد) / intransitiv (بدون مفعول)

داشتن تأثیر قهقرایی یا عطف به ماسبق شدن؛ تأثیر گذاشتن بر گذشته یا رویدادهای قبلی.

  • Das neue Gesetz wirkt auf frühere Entscheidungen zurück.قانون جدید بر تصمیمات قبلی تأثیر معکوس می‌گذارد.
  • Die Ereignisse von damals wirken bis heute zurück.وقایع آن زمان تا امروز اثرات قهقرایی داشته‌اند.