zurückwirken
اثر گذاشتن (به صورت معکوس)، عطف به ماسبق شدن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ (چیزی که تحت تأثیر قرار میگیرد) / intransitiv (بدون مفعول)
داشتن تأثیر قهقرایی یا عطف به ماسبق شدن؛ تأثیر گذاشتن بر گذشته یا رویدادهای قبلی.
- Das neue Gesetz wirkt auf frühere Entscheidungen zurück.قانون جدید بر تصمیمات قبلی تأثیر معکوس میگذارد.
- Die Ereignisse von damals wirken bis heute zurück.وقایع آن زمان تا امروز اثرات قهقرایی داشتهاند.