werden
شدن
Beispiele
- Dein Gesicht ''wird'' rot.صورتت قرمز میشود.
- Es ''wird'' langsam dunkel.کمکم هوا تاریک میشود.
- Wenn er wütend ist, ''wird'' er zum Berserker.وقتی عصبانی است، به یک berserker تبدیل میشود.
- Was ''wird'' aus ihm?چه بر سر او میآید؟
Bedeutungen
1
Nominativ (با صفت یا اسم)
شدن، گشتن، تبدیل شدن (به یک حالت یا وضعیت جدید، اغلب با اسم یا صفت)
- Er wird Arzt.او دکتر میشود.
- Es wird kalt.هوا سرد میشود.
2
با مصدر فعل اصلی
فعل کمکی برای ساخت زمان آینده (Futur I)
- Ich werde morgen anrufen.من فردا زنگ خواهم زد.
- Wir werden das schaffen.ما از پس این کار برخواهیم آمد.
3
با Partizip II فعل اصلی
فعل کمکی برای ساخت جملات مجهول (Passiv)
- Das Haus wird gebaut.خانه در حال ساخته شدن است.
- Er wurde operiert.او عمل شد.
4
aus + Dativ
از چیزی ساخته شدن، از چیزی به وجود آمدن
- Aus Wasser wird Eis.از آب، یخ به وجود میآید.
- Aus dem Nichts wird etwas.از هیچ، چیزی به وجود میآید.