wirten

Aussprache: /ˈvɪʁtn̩/
Wortzerlegung: wir·ten
فعل

میزبانی کردن (در رستوران/مهمانخانه)، اداره کردن (مهمانخانه)

Beispiele

  • Erfolgreich ''wirten'' braucht Herzblut.میزبانی موفق نیاز به جان‌فشانی دارد.

Bedeutungen

1 intransitiv

یک مهمانخانه، رستوران یا کافه را اداره کردن و در آن مهمانداری کردن

  • Seit über 30 Jahren wirtet die Familie in diesem Gasthof.بیش از ۳۰ سال است که این خانواده در این مهمانخانه مهمانداری می‌کنند.
  • Er hat viele Jahre in den Alpen gewirtet.او سال‌ها در آلپ مهمانداری کرده است.