entlangwischen

Aussprache: /ɛntˈlaŋˌvɪʃn̩/
Worttrennung: ent·lang·wi·schen
فعل

در امتداد چیزی کشیدن و تمیز کردن، به سرعت از کنار چیزی رد شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (was) + an/über/entlang + Dativ/Akkusativ (wo)

چیزی را در امتداد سطح دیگری پاک کردن یا کشیدن، تمیز کردن.

  • Sie wischte den Staub mit einem Tuch die Oberfläche entlang.او گرد و غبار را با پارچه‌ای در امتداد سطح پاک کرد.
  • Der Reiniger wischt den Schmutz die Wand entlang.پاک‌کننده کثیفی را در امتداد دیوار می‌کشد.
2 an + Dativ / Akkusativ (wo entlang)

به سرعت و به آرامی از کنار چیزی یا کسی عبور کردن یا رد شدن.

  • Der Dieb wischte unbemerkt am Wachmann entlang.سارق بی‌آنکه دیده شود از کنار نگهبان رد شد.
  • Das Auto wischte schnell die Straße entlang.ماشین به سرعت در امتداد خیابان رد شد.