wissen

Aussprache: /ˈvɪsn̩/
Wortzerlegung: wis·sen
فعل

دانستن، آگاه بودن، بلد بودن، خبر داشتن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) wissen / Nebensatz (dass / w-Frage)

اطلاعات، دانش یا حقایقی را در ذهن داشتن؛ از چیزی باخبر بودن

  • Ich weiß die Antwort auf diese Frage.من جواب این سوال را می‌دانم.
  • Weißt du, wann der Zug ankommt?آیا می‌دانی قطار چه زمانی می‌رسد؟
2 von + Dativ / über + Akkusativ wissen

درباره کسی یا چیزی اطلاعات داشتن یا شناختی داشتن

  • Weißt du etwas von seinem neuen Projekt?آیا چیزی از پروژه جدید او می‌دانی (خبر داری)؟
  • Sie weiß viel über die Geschichte dieser Stadt.او درباره تاریخ این شهر اطلاعات زیادی دارد.
3 etwas (Akkusativ) zu schätzen wissen

قدر چیزی را دانستن، به ارزش چیزی پی بردن و ارج نهادن

  • Er weiß deine Hilfe wirklich zu schätzen.او واقعاً قدر کمک تو را می‌داند.
  • Wir wissen seine langjährige Erfahrung sehr zu schätzen.ما ارج زیادی برای تجربه چندساله او قائل هستیم.
4 zu + Infinitiv

توانایی یا مهارت انجام کاری را داشتن (بلد بودن)

  • Sie weiß sich in schwierigen Situationen zu helfen.او بلد است در موقعیت‌های سخت چطور به خودش کمک کند (گلیمش را از آب بکشد).
  • Er weiß seine Meinungen gut zu begründen.او بلد است ادله خوبی برای نظراتش ارائه دهد.