wissenlassen
اطلاع دادن، باخبر ساختن (صورت سرهمشده wissen lassen)
Bedeutungen
1
jemanden (Akkusativ) wissenlassen / über + Akkusativ
به کسی پیامی منتقل کردن و او را از جریانی باخبر ساختن (مطابق املای جدید آلمانی، نگارش متصل همپایه نگارش منفصل پذیرفته شده است)
- Er hat uns umgehend über das Testergebnis wissenlassen.او بلافاصله ما را از نتیجه آزمایش باخبر ساخت.
- Wir werden Sie wissenlassen, wenn wir eine Entscheidung getroffen haben.وقتی تصمیمی گرفتیم شما را مطلع خواهیم کرد.