wo kein Kläger, da kein Richter

Aussprache: /voː kaɪ̯n ˈklɛːɡɐ daː kaɪ̯n ˈrɪçtɐ/
Worttrennung: wo k·ein ·Klä·ger, da k·ein Rich·ter
ضرب‌المثل

جایی که شاکی نباشد، قاضی هم نیست. (یعنی اگر کسی شکایتی نکند، هیچ اقدامی هم صورت نمی‌گیرد.)

Bedeutungen

1

این ضرب‌المثل به این معنی است که اگر هیچ کس شکایتی نکند یا اعتراضی نداشته باشد، هیچ گونه برخورد قانونی یا قضاوتی صورت نخواهد گرفت. این ضرب‌المثل اغلب در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که فردی کاری را انجام می‌دهد که ممکن است نادرست باشد، اما چون کسی آن را گزارش نمی‌دهد، مشکلی پیش نمی‌آید.

  • Er hat die Regeln ignoriert, aber da sich niemand beschwert hat, gilt das Prinzip: Wo kein Kläger, da kein Richter.او قوانین را نادیده گرفت، اما چون کسی شکایت نکرد، این اصل صدق می‌کند: جایی که شاکی نباشد، قاضی هم نیست.
  • Die Nachbarn machen manchmal Lärm, aber solange sich niemand gestört fühlt, wo kein Kläger, da kein Richter.همسایه‌ها گاهی اوقات سر و صدا می‌کنند، اما تا زمانی که کسی احساس ناراحتی نکند، جایی که شاکی نباشد، قاضی هم نیست.
  • Ich habe ein bisschen zu viel von dem Kuchen gegessen, aber wo kein Kläger, da kein Richter, oder?من کمی بیشتر از کیک خوردم، اما جایی که شاکی نباشد، قاضی هم نیست، مگر نه؟